تبليغاتX
تنها در باران

تنها در باران
به نام آنکه اشک را آفرید تا سرزمین عشق آتش نگیرد
قالب وبلاگ

 

قلب مرا ميان غمت جا گذاشتي


تا در حريم غربت من پا گذاشتی

رفتي و در سكوت تماشا نموده ام

تنهايي ‌‌ِ مرا تو چه تنها گذاشتي

رفتي و سهم عشق براي دل تو بود

سهمي براي اين دلم آيا گذاشتي ؟

يك بغض كال، يك سبد از درد بي كسي

سهم من غريب كه اينجا گذاشتي

گفتي بهار مي رسد اما دروغ بود

در قلب من غمي چو اهورا گذاشتي

مجنون ديگري شدي و دشت پيش روت

من را ميان غصه چو ليلا گذاشتي

گفتي كه از بهشت نصيبي نبرده اي


آن را تمام گردن حوا گذاشتي

يك قطره اشك سهم من از روزگار شد

در لحظه اي كه پاي به دنيا گذاشتي

[ پنجشنبه 1391/01/24 ] [ 3 بعد از ظهر ] [ رها ]
سلام

من آمدم فقط همین

[ پنجشنبه 1391/01/24 ] [ 3 بعد از ظهر ] [ رها ]

با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛
برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد،
برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد،
سالی دیگر گذشت روزهایتان بهاری و بهارتان جاودانه باد


سال نو ، از آغوش مطهر خداوند فرا میرسد
وقلب من نیایش می کند:
خدایا! مرا متبرک کن
تا هر روز که در راه رسیدن به «تو» گام بر میدارم


ای خدای دگرگون کننده دلها و دیده ها
ای تدبیر کننده روز و شب
ای دگرگون کننده حالی به حالی دیگر
حال مارا به بهترین حال دگرگون کن
سال نو مبارک

بوی باران ; بوی سبزه ; بوی خاک
شاخه های شسته ; باران خورده ; پاک
آسمان آبی و ابر سفید , برگهای سبز بید
عطر نرگس , رقص باد نغمه شوق پرستوهای شاد

 

[ سه شنبه 1391/01/01 ] [ 12 بعد از ظهر ] [ رها ]

خداحافظ برای همیشه

[ چهارشنبه 1390/12/24 ] [ 3 بعد از ظهر ] [ رها ]

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی هایبزرگ باشند
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهمباشند
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم
که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم
چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد
.
.
عمری با حسرت و انده زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران
باید اوج گرفت تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم
.
لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید،... رنگهایی را که بایسته است برآنها بزن
روزهایت رنگارنگ
.
پیشاپیش سال نو مبارک
.
نوروز یک هزاروسیصدونود و یک

[ چهارشنبه 1390/12/24 ] [ 2 بعد از ظهر ] [ رها ]

سلام به همه دوستان سال۹۰داره با تموم خوبی و بدی هاش تموم میشه این اخرین

مطلبم در این سال هست و شاید آخرین مطلب وبلاگم امسال سالی با تموم خاطرات

 بد و خوب بود برای من امسال سالی پر از هیاهو و تلاش برای زندگیم بود با اتفاقات بد

 خوب اتفاقات خوبش اول از همه سلامتی خودم و خونوادم بود و همچنین سلامتی پدرم

بعد از اون تصادف سختی که داشت و همچنین برادر زاده های گلم که کلی امید و نشاط

و به خونوادم آورد اتفاقات بدم که اول از همه دزدی از مغازم بود و دعوای بسیار سختم

با عزیزترینم با اینکه سه سال از مرگ نجمه عزیزم میگذره اما امکان نداره توی این روزا

فراموشش کنم چون جای خالیشو خیلی احساس میکنم امروز روز آخری هست که میام

و شاید دیگه نیام امیدوارم که بتونم بیام و دوباره بنویسم اما سفری در پیش دارم که

بازگشتش یه خورده بعیده چون کلا زندگیم داره یه تحول بزرگ به خودش میگیره دارم

جایی میرم که اصلا دوستش ندارم اصلا دوست ندارم برم اما مجبورم برم امیدوارم که

بتونم پدرم و راضی کنم تا نظرش درباره تصمیمی که برای من گرفته برگرده با اینکه

صلاحم و میخاد اما این تصمیمشو نمیتونم هضم کنم و کلا برام سخته برام دعا کنید

تا بتونم نظرش و برگردونم از همه دوستانی که توی این مدت اومدن و این وبلاگ و

تحمل کردن ممنونم امیدوارم بازم بیاین و خودم بتونم بعد از سال جدید بیام و دوباره

شروع به نوشتن کنم همتونو دوست دارم و امیدوارم سالی خوب و پر از خیر و برکت

و نشاط داشته باشین واسه منم دعا کنید سخت محتاج به دعاهای شما هستم

سال خوبی داشته باشین و مراقب خودتون باشید

یا حق

[ چهارشنبه 1390/12/24 ] [ 2 بعد از ظهر ] [ رها ]

يکی از آئينهای سالانه ايرانيان چهارشنبه سوری يا به عبارتی ديگر چارشنبه سوری است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.

چهارشنبه سوري، يک جشن بهاري است که پيش از رسيدن نوروز برگزار مي شود.


مردم در اين روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمی را برگزار می کنند که ريشه اش به قرن ها پيش باز می گردد.

مراسم ويژه آن در شب چهارشنبه صورت می گيرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نيز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردي من از تو ) می خوانند.

ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئينهای کهن ايرانيان است که همچنان در ميان آنها و با اشکال ديگر در ميان باقی بازماندگان اقوام آريائی رواج دارد.

اما دکتر کورش نيکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد که چهارشنبه سوری هيچ ارتباطی با ايران باستان و زرتشتيان ندارد و شکل گيری اين مراسم را پس از حمله اعراب به ايران می داند.

در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم.در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. شنبه و يکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگيريم( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران مرسوم شد."

"برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در اين پنج روز آتش روشن می کرديم تا روح نياکانمان را به خانه هايمان دعوت کنيم."

"بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستان است و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از بين نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و اين جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری."

بخش كردن ماه به چهار هفته در ايران ،پس از ظهور اسلام است و شنبه و يك شنبه و دوشنبه و ........ناميدن روز هاي هفته از زمان رواج آن .شنبه واژه اي سامي و درآمده به زبان فارسي و در اصل "شنبد" بوده است.


"سور "در زبان و ادبيات فارسي و برخي گويش هاي ايراني به معناي "جشن"،"مهماني"و "سرخ" آمده است

مراسم چهارشنبه سوري

بوته افروزي

در ايران رسم است كه پيش از پريدن آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده اند روي بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت «گله» كپه مي كنند. با غروب آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع مي شوند و بوته ها را آتش مي زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته هاي افروخته مي پرند، تا مگر ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند و سلامت و سرخي و شادي به هستي خود بخشند. مردم در حال پريدن از روي آتش ترانه هايي مي خوانند.

زردي من از تو ، سرخي تو از من

غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا

اي شب چهارشنبه ، اي كليه جاردنده ، بده مراد بنده

خاکستر چهارشنبه سوري، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و یيماري خود را، از راه جادوي سرايتي، به آتش مي دهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل مي کنند. سرود "زردي من از تو / سرخي تو از من"

هر خانه زني خاكستر را در خاك انداز جمع مي كند، و آن را از خانه بيرون مي برد و در سر چهار راه، يا در آب روان مي ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را مي كوبد و به ساكنان خانه مي گويد كه از عروسي مي آيد و تندرستي و شادي براي خانواده آورده است.
در اين هنگام اهالي خانه در را به رويش مي گشايند. او بدين گونه همراه خود تندرستي و شادي را براي يك سال به درون خانه خود مي برد. ايرانيان عقيده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضاي خانه را از موجودات زيانكار مي پالايند و ديو پليدي و ناپاكي را از محيط زيست دور و پاك مي سازند. براي اين كه آتش آلوده نشود خاكستر آن را در سر چهارراه يا در آب روان مي ريزند تا باد يا آب آن را با خود ببرد.

مراسم كوزه شكني

مردم پس از آتش افروزي مقداري زغال به نشانه سياه بختي،كمي نمك به علامت شور چشمي، و يكي سكه دهشاهي به نشانه تنگدستي در كوزه اي سفالين مي اندازند و هر يك از افراد خانواده يك بار كوزه را دور سر خود مي چرخاند و آخرين نفر ، كوزه را بر سر بام خانه مي برد و آن را به كوچه پرتاب مي كند و مي گويد: «درد و بلاي خانه را ريختم به توي كوچه» و باور دارند كه با دور افكندن كوزه، تيره بختي، شور بختي و تنگدستي را از خانه و خانواده دور مي كنند.

همچنين گفته ميشود وقتي ميتراييسم از تمدن ايران باستان در جهان گسترش يافت،در روم وبسياري از کشورهاي اروپايي ،روز 21 دسامبر ( 30 آذر ) به عنوان تولد ميترا جشن گرفته ميشد.ولي پس از قرن چهارم ميلادي در پي اشتباهي كه در محاسبه روز كبيسه رخ داد . اين روز به 25 دسامبر انتقال يافت

فال گوش نشيني

زنان و دختراني كه شوق شوهر كردن دارند، يا آرزوي زيارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نيت مي كنند و از خانه بيرون مي روند و در سر گذر يا سر چهارسو مي ايستند و گوش به صحبت رهگذران مي سپارند و به نيك و بد گفتن و تلخ و شيرين صحبتكردن رهگذران تفال مي زنند. اگر سخنان دلنشين و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجتو آرزوي خود را برآورده مي پندارند. ولي اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسيدن به مراد و آرزو را در سال نو ممكن نخواهند دانست.

قاشق زني

زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقي با كاسه اي مسين برمي دارند و شب هنگام در كوچه و گذر راه مي افتند و در برابر هفت خانه مي ايستند و بي آنكه حرفي بزنند پي در پي قاشق را بر كاسه مي زنند. صاحب خانه كه مي داند قاشق زنان نذر و حاجتي دارند، شيريني يا آجيل، برنج يا بنشن و يا مبلغي پول در كاسه هاي آنان مي گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زني چيزي به دست نياورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود نااميد خواهند شد. گاه مردان به ويژه جوانان، چادري بر سر مي اندازند و براي خوشمزگي و تمسخر به قاشق زني در خانه هاي دوست و آشنا و نامزدان خود مي روند.

آش چهارشنبه سوري

خانواده هايي كه بيمار يا حاجتي داشتند براي برآمدن حاجت و بهبود يافتن بيمارشان نذر مي كردند و در شب چهارشنبه آخر سال «آش ابودردا» يا «آش بيمار» مي پختند و آن را اندكي به بيمار مي خوراندند و بقيه را هم در ميان فقرا پخش مي كردند.

تقسيم آجيل چهارشنبه سوري

زناني كه نذر و نيازي مي كردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجيل هفت مغز به نام «آجيل چهارشنبه سوري» از دكان رو به قبله مي خريدند و پاك مي كردند و ميان خويش و آشنا پخش مي كردند و مي خورند. به هنگام پاك كردن آجيل، قصه مخصوص آجيل چهارشنبه، معروف به قصه خاركن را نقل مي كردند. امروزه، آجيل چهارشنبه سوري جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوري شده است.

گرد آوردن بوته، گيراندن و پريدن از روی آن و گفتن عبارت "زردی من از تو، سرخی تو از من" شايد مهمترين اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخير متاسفانه اين رسم شيرين جايش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است

پس اميدورام دوستان عزيز با خواندن اين مطالب قشنگي اين رسم را با انجام كارهاي خطرناك و استفاده از ترقه هاي خطرناك خراب نكنند

مراسم ديگري مانند توپ مروارید ، فال گوش ، آش نذری پختن ، آب پاشی ، بخت گشائی دختران ، دفع چشم زخمها ، کندرو خوشبو ، قلیا سودن ، فال گزفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد


تحريف آيين چهارشنبه سوري

يافته هاي پزوهشي نشان مي دهد كه تمامي آيين ها و يادمان هايي كه مردم ايران در هنگامه گوناگون بر پا مي داشتند و بخشي از آنها همچنان در فرهنگ اين سرزمين پايدار شده است ، با منش ، اخلاق و خرد نياكان ما در آميخته بود و در همه آنها ، اعتقاد به پروردگار ، اميد به زندگي ، نبرد با اهريمنان و بدسگالان و مرگ پرستان ، در قالب نمادها ، نمايش ها و آيين هاي گوناگون نمايشي گنجانده شده بود .

رفتار خشونت آميز و مغاير با عرف و منش جامعه نطير آنچه كه امروزه تحت نام چهارشنبه سوري شاهد آن هستيم ، در هيچكدام از اين آيين ها ديده نمي شود .

بهتر است بگوييم ، كساني كه با منفجر كردن ترقه و پراكندن آتش سلامتي مردم را هدف مي گيرند ، با تن دادن به رفتاري آميخته به هرج و مرج روحي ، آيين چهارشنبه سوري را تحريف كرده اند

[ سه شنبه 1390/12/23 ] [ 10 قبل از ظهر ] [ رها ]
جمعه هم آمد ولی آن جمعه ی دلخواه نیست

بت پرستانیم و مثل ما کسی گمراه نیست

عشق اینجا بین آدم ها غریب افتاده است

در بساط خالی ما آه حتی آه نیست ...

[ جمعه 1390/12/19 ] [ 3 بعد از ظهر ] [ رها ]
من هنوزم...
از بازی کلاغ پر... میترسم!
میترسم بگویم "تو" و آرام بگویی ...
پَــــــــــر..............!

 


 

[ جمعه 1390/12/19 ] [ 3 بعد از ظهر ] [ رها ]

زیبایی گلهای پامچال آدم را به سجده وا می دارد اینروزها

یک غزل:نمی دانم... شاید نشود غزلش خواند یا حتی شعرش... اینها زمزمه های این روزهای منست روزهای خانه تکانی! روزهای حس شیرین نظم و پاکیزگی...برق شیشه ها و لوسترها...بوی وایتکس و اتک...

بوی عید و بهار...زیبایی گلهای پامچال آدم را به سجده وا می دارد اینروزها.... و آدم عشق می ورزد به تمام آدمها..کوه ها..دشتها و ذرات هستی... می دانم که تمام کینه ها و بدیها ریشه در خودمان دارند...دیگر خیلی وقت است که خیلی ها را بخشیده ام و عاشقانه دوستشان دارم...نمی دانم بهار می شوم آخر؟

خون دل دارم انارم مي كني

به تب تندي دچارم مي كني

كال و تلخم در كنارت مي رسم

سرخ و شيرين آبدارم مي كني

گرچه در عشقت خيال جبر نيست

در عمل بي اختيارم مي كني!

عاقبت یک روز با یک بوسه... از

چهره هاي ماندگارم مي كني

باز هم مانند يك عكاس خوب

توی یک لحظه شكارم مي كني

خواب مي بينم كه مي آيي زمين

روي بال خود سوارم مي كني

مي بري منظومه‌ي خورشيدي ات

ذره اي از يك مدارم مي كني

جذب خورشید نگاهت می شوم

هالي دنباله دارم مي كني

...

باز يك صبح زميني، كار عيد

خواب مي ديدم بهارم مي كني!

باز بوي تند وايتكس و اتك

باز هم مشغول كارم مي كني

شستشوي پرده ها و شيشه ها

خوب داري خانه دارم مي كني

توي ايوان مي روم، قاليچه را...

با نسيمي بيقرارم مي كني

من قرار دل تكاني داشتم!

صاف و ساده! بي غبارم مي كني؟

چند صفر مبهم و بي ارزشم!

تو كه يك هستي! هزارم مي كني؟

روزهاي آخر اسفند رفت!

با فقط يك گل بهارم مي كني؟؟؟

[ چهارشنبه 1390/12/17 ] [ 1 بعد از ظهر ] [ رها ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
و ان یکاد الذین کفروا لیزلقونک بابصارهم لما سمعواالذکر و یقولون انه لمجنون و ما هو الاذکر للعالمین

.:.در جوانی غصه خوردم هیچکس یادم نکرد.:.
.:.در قفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد.:.
.:.آتش عشقت چنان از زندگی سیرم کرد.:.
.:.آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد.:.

*
.:.من غریبم به غریبان چه نویسم.:.
.:. ای گلشن خوبان به گلستان چه نویسم.:.
.:.ترسم که قلم شعله زند،صفحه بسوزد.:.
.:.با این دل تنگم به عزیزم چه نویسم.؟.
چه نویسم ...
چه نویسم ...
چه نویسم ...
چه نویسم ...
موضوعات وب
گروه مترجمین ایران زمین